تبليغاتX
. - اي پدر ِ آسمانها! لطفا" بيا پايين، بذار تو بغلت آروم بگيرم ...
 

 نيمه شب ِ دوشنبه:

وقتي از دردام حرف مي زنم، لطفا" بهم نگو كه چيزي نيست

وقتي از مشكلاتم برات مي گم، نگو اينا كه مشكل نيست

وقتي تو ظلمت شبام اشك مي ريزم، يادم ننداز كه شباي سياهتري هم داشتم

بهم نگو چقدر قوي هستم و مي تونم

منو با خودت مقايسه نكن

نمي خوام بعدها وقتي ازت گِله مي كنم، رد ِ پاهاتو رو شناي ِ ساحل زندگيم نشون بدي و بگي تمام اين روزا بغلم كرده بودي

الان مي خوامت

محكم بغلم كن!، بذار حست كنم

بذار تو امنيت آغوشت باور كنم دوسم داري

تويي كه مجبورم كردي رشد كنم، وقتي اونهمه معصوم بودم

تو كه وادارم كردي مرد باشم، وقتي عاشق ِ زنانگي ام بودم

تو كه  آينده ارو چماق كردي كوبوندي تو سرم، وقتي غرق ِ لذت ِ لحظهء حال بودم

تو كه سهم شيطان آدما رو بهم نشون دادي، وقتي شيفتهء فرشتهء وجودشون بودم

مي شنوي؟!

خسته ام

خودت خوب مي دوني من شاگرد زرنگ ِ كلاس ِ دنياي ِ تو نيستم

بسه ديگه!

بيرونم كن!، مي خوام برم تو حياط بازي كنم، بي خيال ِ درساي ِ مفيد و كلاساي ِ بالاتر

.

.

.

 ديروز موندم خونه، با خودم خلوت كردم، تمام ِ روز به حال ِ بَدَم نگاه كردم ...

امروز با طلوع خورشید بيدار شدم، خودمو با ذرات نور  غسل تعميد دادم در حاليكه فكر مي كردم:

 خوبي ِ زندگي اينه كه ادامه داره ...

 

 

پي نوشت ۱: از همهء شما كه با گذاشتن كامنت هاي خصوصي و عمومي  تنهام نميذارين ممنونم، نگران بيكاريم نباشين اين كوچكترين مشكل زندگيمه، اما مي دونم كه تمام مشكلات حل مي شن اونم وقتي انرژي مثبت دوستاي خوبم همراهمه 

پي نوشت ۲: آقاي درويشي! ممنون

پي نوشت ۳: تائو